الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

13

الغدير ( فارسي )

آنكسى را كه خداى عز و جل در كتاب خود طاعت او را واجب فرموده و طاعت او را همدوش طاعت من ساخته و شما را امر بولايت او فرموده بشما معرفى كنم ، و من در ابلاغ اين امر از ترس طعن و نكوهش اهل نفاق و تكذيب آنها بخداى خود مراجعه نمودم ، خداى مرا تهديد فرمود كه اگر اين امر را تبليغ نكنم مرا عذاب فرمايد . اى مردم همانا خداوند شما را امر به صلاة ( نماز ) فرموده و بطور تحقيق آن را براى شما بيان كرده است و امر بزكاة و روزه و حج فرموده و آنها را براى شما بيان نموده و من آنها را براى شما تفسير كرده‌ام ، و امر كرده است شما را بولايت ، و من شاهد ميگيرم شما را كه همانا آن ولايت ( كه خداوند امر فرموده ) اختصاص به اين ( يعنى على عليه السّلام ) دارد - در هنگام اداى كلمه اشاره ، دست خود را بر على نهاد سپس فرمود : بعد از او اختصاص به پسرش دارد و سپس باوصياء بعدشان از فرزندانشان ، از قرآن جدا نشوند و قرآن از آنها جدا نشود تا بر من در كنار حوض وارد شوند اى مردم ، بتحقيق من بيان كردم براى شما ، و پناه گاه شما و پيشواى شما و وليّ شما و راهنماى شما را نشان دادم و او برادرم عليّ بن أبي طالب عليه السّلام است و او در ميان شما بمنزلهء من است ، پس قلادهء اطاعت او را در دين بر گردن نهيد و او را در تمام امور اطاعت نمائيد ، زيرا تمام آنچه خداى عزّ و جل به من تعليم فرموده از علم و حكمتش ، همانا تماما در نزد او است ، پس از او سؤال كنيد و از او بياموزيد و از اوصياء بعد از او ، و آنها را تعليم ندهيد و بر آنها پيشى نگيريد و از آنها دور و عقب نمانيد ، زيرا همانا آنها با حقند و حق با آنهاست ، هيچگاه آنها از حق و حق از آنها زايل و جدا نشود - اين اشخاص كه برخاسته بودند . پس از شهادت به اين مطالب نشستند . . . تا آخر حديث ، اين حديث ، اين لفظ حموينى با آنچه كه در خود كتاب سليم ابن قيس مذكور است اختلاف كمى و زياداتى دارد و سخن ما در پيرامون سليم و كتاب او خواهد آمد .